شما اینجا هستید

چالش‌های حکمرانی زاینده‌رود

چالش‌های حکمرانی زاینده‌رود

خواندن 5 دقیقه

به‌گزارش خانه آب ایران، در طول یک دهه گذشته خشکسالی و کم‌آبی، بیش از گذشته گریبان حوضه زاینده‌رود را گرفته و کشاورزان متحمل خسارت‌های فراوانی شده‌اند. خشک شدن باغات چند ده ساله و مزارع متعدد و بیکار شدن هزاران کشاورز و روی آوردن آنها به شهرها، از اثرات این کم‌آبی است. هرچند برای این بحران می‌توان ده‌ها دلیل از کاهش نزولات آسمانی و تغییر اقلیم تا بارگذاری چند برابری ظرفیت آبی حوضه و توسعه بیش از ظرفیت صنایع و کشاورزی را برشمرد، اما همگان بر ناکارآمد بودن سیاست‌های حاکم طی چند دهه گذشته در این بخش اتفاق‌نظر دارند. اخیرا وزیر نیرو نوید خروج از تنش آبی در شهرها را تا افق سال ۱۴۰۰ مطرح کردند؛ به راستی این امر چگونه می‌تواند محقق شود؟ در اصفهان ۶-۵ سالی است که ساماندهی رودخانه زاینده‌رود به صنف کشاورزان سپرده شده است.
طی این چند سال بیش از ۲۰درصد مسیر زاینده‌رود از سرچشمه تا باتلاق گاوخونی ساماندهی شده است. حضور صنف فارغ از نحوه واگذاری کار و انتخاب، ثمرات زیادی به همراه داشته است. شاید مهم‌ترین تاثیر آن مشارکت خود کشاورزان به‌عنوان مهم‌ترین ذی‌نفعان در ساماندهی رودخانه و اتکا به پشتوانه مردمی آنها در آزادسازی حریم و بستر بوده است. همچنین فارغ از جزئیات طرح و نحوه اجرا، حداقل حاصلی که اجرای طرح از سوی کشاورزان به همراه داشته، آن است که کمتر کسی به خود جرات داده به اشغال حریم و بستر رودخانه اقدام کند. چند ماهی است که نظام‌نامه احیای زاینده‌رود به تایید رسیده، اما گویا خبر جدی از حضور استفاده‌کنندگان واقعی در سازوکار تعریف شده به چشم نمی‌خورد. نخستین اولویت برای مشارکت در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری، کشاورزان هستند. به قول یکی از نمایندگان کشاورزان، در یک قرن پیش اگر در آب دریافتی نقصانی ایجاد می‌شد، میراب آن منطقه خود به جست‌وجو پرداخته و با پیمایش مسیر، علت را یافته و آن را رفع‌ و‌ رجوع می‌کرد. آیا امروزه چنین راه‌حلی قابل اجرا است؟ از سوی دیگر، کارخانه‌ای را در نظر بگیریم که سرمایه‌گذار آن، چه خصوصی یا دولتی با طی مراحل قانونی در گذشته حقابه و اشتراک خریده و تولید محصول و سودآوری کارخانه‌اش به تامین آب وابسته است، آیا صرفا به واسطه یک ابلاغ دستوری که دیگر به‌جای آب باید از پساب استفاده کند یا خود تصفیه‌خانه بسازد، مشکل او حل می‌شود؟ رکود یا توقفی که در تولید محصول، مشابه کشاورزان ایجاد می‌شود، چگونه قابل جبران است؟ جدا از اینکه تا آبی نباشد، فاضلاب و پسابی به‌وجود نمی‌آید، در گذشته نیز این فاضلاب یا در تصفیه‌خانه یا با کمک طبیعت خود تصفیه شده و پساب حاصل به سفره‌های آب زیرزمینی راه یافته است. با این توضیح آب‌بران و ذی‌نفعان باید بیشترین تاثیر را در مدیریت و تخصیص منابع آب داشته باشند.
سوال و ابهام دیگر در استفاده بهینه از آب محدود فعلی است. آیا در شرایط کم‌آبی سال‌های اخیر شایسته است آبی که قیمت جهانی آن حدود دو دلار به‌ازای هر مترمکعب است را صرف کشت هر محصولی کنند. درحال‌حاضر قیمت هندوانه و گوجه‌فرنگی حتی هزینه برداشت محصول را هم پوشش نمی‌دهد. هندوانه‌ای که به ازای تولید هر کیلوگرم آن حدود ۵۰۰ لیتر آب نیاز است و بهای آب مصرف شده تقریبا ۵۰ برابر قیمت خود محصول می‌شود. پسندیده‌تر نیست که همین آب محدود صرف کاشت محصولات با ارزش افزوده بالاتری شود، چنانچه طی چند سال اخیر در بخش‌هایی از شرق اصفهان تعدادی از کشاورزان به کاشت محصول زعفران روی آورده‌اند. حتی فراتر از آن چرا به تامین آب مجازی نپردازیم و میوه‌های آبدار یا محصولاتی که به آب زیادی نیاز دارند را از سایر کشورها تامین نکنیم؟ در این میان می‌توان به کشت محصول یا ساخت فرآورده‌ای با ارزش افزوده بالاتر اقدام کرد.
معضل پیچیده‌تر و بزرگ‌تر وقتی حادث می‌شود که مردم یا کشاورزان برای تخصیص این آب یا آزادسازی حریم و بستر رودخانه که به گمان آنها، آزاد نبودن به معنای برداشت بدون مجوز است، با تجمع اعتراض خود را اعلام می‌کنند. شاید مشاهده کمتر حالتی این‌قدر دردآور باشد که پدر کهنسالی با دست‌های پینه بسته به‌دنبال آب برای مزرعه‌اش است، بی‌اطلاع از آنکه آن کارخانه و صنعت هم زانوی غم به بغل گرفته و طی چند سال گذشته به‌دلیل کم آبی، میزان محصولش کاهش یافته، شرکتش زیان ده بوده و ناخواسته تعدادی از نیروهایش را تعدیل کرده است! پس چه باید کرد؟ با این توضیح پیشنهادهایی برای بهبود شرایط فعلی ارائه می‌شود:

۱- حضور موثر‌تر نمایندگان مصرف‌کنندگان و آب‌بران مخصوصا کشاورزان در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و سپس اجرای طرح‌های ساماندهی

۲- افزایش آگاهی آب بران و نمایندگان آنها به قوانین و مقررات، طرح درخواست‌ها و دیدگاه‌ها در چارچوب مقررات و در صورت لزوم پیگیری برای تغییر و اصلاح قوانین به منظور اجتناب از تنش‌های اجتماعی و استفاده بهینه از این سرمایه اجتماعی

۳- تلاش برای ساختارسازی و سیستماتیک کردن مشارکت بخش‌غیردولتی در تصمیم‌سازی‌ها از جمله حضور اصناف و سندیکاها، اتاق‌های بازرگانی مرتبط، دانشگاه‌ها، شوراها و سازمان‌های مردم نهاد

۴-حمایت موثر از طرح‌های اصلاح روش‌های آبیاری و طرح‌های کاهش مصرف آب در صنایع، همچنین جایگزین کردن استفاده از پساب به‌جای استفاده از آب تازه و به‌جای ابلاغ دستوری، تعریف بسته تشویقی صنایع جهت اصلاح فرآیندها به منظورکاهش مصرف آب

۵- اطلاع‌رسانی دقیق‌تر نتایج آمایش منطقه و حوضه زاینده‌رود برای هدایت سرمایه‌گذاران به سمت سرمایه‌گذاری و توسعه پایدار با تاکید بر لحاظ محدودیت آب به‌عنوان یکی از محوری‌ترین قیود آمایش سرزمین

۶-استفاده موثرتر از رسانه‌ها برای افزایش آگاهی مردم، کشاورزان و صنایع در مدیریت مصرف تا افزایش تعامل بین ذی نفعان در فضای تنش‌های آبی حوضه

۷- شفاف‌سازی و اعلام آمار دقیق میزان آب هر حوضه و نحوه تخصیص بین آب بران برای جلب اعتماد و مشارکت بیشتر مردم در طرح‌های ساماندهی و مدیریت منبع آب

۸- توجه به الزامات فنی ساماندهی رودخانه متناسب با محل عبور رودخانه از زمین‌های کشاورزی گرفته تا صنایع بزرگ و مراکز نظامی و ارائه طرح و راهکار متناسب با هر منطقه

۹- درنهایت اصلاح تدریجی قیمت آب به‌عنوان یک کالای با ارزش.

و کلام آخر آنکه اگر می‌خواهیم آیندگان شاهد احیای پایدار زاینده‌رود باشند، این کار صرفا با مشارکت، مفاهمه و درک نیازهای تمام ذی‌نفعان امکان‌پذیر است.

 

منبع خبر

 
اشتراک در: