شما اینجا هستید

اثرات متناقض ايجاد سدها و مخازن بزرگ ذخيره آب بر تشديد خشکسالی

اثرات متناقض ايجاد سدها و مخازن بزرگ ذخيره آب بر تشديد خشکسالی

خواندن 3 دقیقه
نتايج يک پژوهش جديد توسط يک تيم از محققان بين‌المللی در حوزه خشكسالی نشان می‌دهد كه بسیاری از سدها و مخازن به طور متناقض می توانند کمبود آب را که قصد کاهش آن را دارند، بدتر کنند.

به گزارش خانه آب ایران، نتايج يک پژوهش جديد توسط یک تيم از محققان بين‌المللی در حوزه خشكسالی نشان می‌دهد كه بسیاری از سدها و مخازن به طور متناقض می‌توانند کمبود آب را که قصد کاهش آن را دارند، بدتر کنند. اين پژوهش در مجله Nature Sustainability منتشر شده است.

سدها و مخازن بزرگ یکی از رایج‌ترین شیوه‌های مقابله با کمبود خشکسالی و آب است. هدف ساده است: مخازن می‌توانند آب را در دوره‌های ترسالی ذخیره کنند، و سپس در طول دوره‌های خشک آن‌ها را رهاسازی كرده و در اختيار مصرف‌كنندگان و متقاضيان قرار دهند. اما نتايج پژوهش اخير نشان می‌دهد كه افزايش ظرفيت ذخاير آب و ايجاد مخازن هر چه بزرگتر می‌توانند در درازمدت اثرات ناخواسته‌ای را در پی داشته و حتی كمبود آب را تشديد كنند.

نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال می‌كنند كه در هنگام برنامه‌ريزی برای احداث مخازن جديد، دو پديده باید در نظر گرفته شود؛ اول، چرخه عرضه و تقاضا و دوم اثر مخزن.

چرخه عرضه- تقاضا بر اين امر ناظر هست كه افزايش منابع آبی در دسترس منجر به افزايش تقاضای آب شده و اين مسئله به‌سرعت هزينه‌های سرمايه‌گذاری اوليه صورت گرفته برای احداث مخازن ذخيره‌ را جبران ی‌کند. چنين چرخه‌هایی را می‌توان به عنوان یک اثر بازگشتی مشاهده کرد. در اقتصاد محيط‌زيست اين نوع مسائل تحت عنوان پارادوكس ژوون (Jevon's paradox) شناخته می‌شوند. چرا كه آب بيشتری در دسترس هست، لذا مصرف آب نيز روند افزايشی خواهد داشت. از طرف ديگر كمبود آب جديد مي تواند با توسعه بيشتر مخازن جديد برای ذخيره‌سازی و دسترسی به آب، باعث افزايش مصرف آب تا كمبود بعدی شوند. به همين ترتيب چرخه عرضه و تقاضای آب به سرعت به سمت بهره‌برداری بيشتر از منابع آب و تخريب محيط‌زيست منجر می‌شود.

اثر مخزن نيز ناظر بر اين مسئله هست كه وابستگی بيش از حد به مخازن، آسیب‌های بالقوه ناشی از خشکسالی و کمبود آب را افزایش می‌دهد. چرا كه، توسعه مخازن در اغلب موارد انگيزه‌‌های لازم برای كسب آمادگی و انجام اقدامات سازگاری را كاهش داده و لذا تاثيرات منفی كمبود آب را افزايش می‌دهند. افزون بر این، دوره‌های طولانی تامین آب فراوان، که توسط مخازن پشتیبانی می‌شوند، می‌توانند وابستگی بیشتری به منابع آب ایجاد کنند که به نوبه خود آسیب‌پذیری‌های اجتماعی و آسیب‌های اقتصادی را در زمانی که کمبود آب در نهایت رخ می‌دهد، افزایش می‌دهد.

 نویسندگان اين پژوهش چنين استدلال می‌کنند که تلاش برای افزایش عرضه آب برای مقابله با تقاضای رو به رشد آب، از پايداری لازم برخوردار نيست. از این رو، آنها معتقد به اتخاذ سياست‌های مبتنی بر وابستگی کمتر به زیرساخت‌های بزرگ آب مانند سدها و مخازن و تلاش‌های بیشتری در حوزه اقدامات حفاظتی در بخش آب هستند.

 در نهایت، نویسندگان معتقدند که افزايش دسترسی به آب برای پاسخ به تقاضای رو به رشد آب امری فراگير در نقاط مختلف است، چرا كه خلاءهای زيادی در حوزه شناخت و مطالعه دينامیک حاكم بر تعامل آب، جامعه و زيرساخت‌های بخش آب وجود دارد.

پپيشنهاد اين تيم، ايجاد یک برنامه پژوهش بين‌رشته‌ای برای بررسی و تحليل اثرات درازمدت به ويژه پيامدهای ناشناخته و ناخواسته ناشی از توسعه انواع مخازن و زيرساخت‌های تامين آب بر مبنای توزيع مكانی عرضه و تقاضای آب است.

 به‌نظر می‌رسد كه اين پارادوكس در ايران نيز رخ داده هست و یکی از رويكردهای كليدی حاكم بر مديريت بخش آب در چند دهه اخير بوده است.
منبع خبر

اشتراک در: